خون و دلقک |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
آقای خامنه ای ! سلام !
بخش اول
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای خامنه ای سلام !
راستش این روزها به حکم آنچه دانم و دانید نوشتن از شما و برای شما و درباره ی شما کار ساده ای نیست ! نه اینکه سخن به یک سینه نرسد ! که می رسد شرحه شرحه ، اما در این مانده ام که هین شرح دهم یا نه !؟ کار ساده ای نیست ! خاصه آنکه نویسنده از آغاز بداند که ماحصل نوشته اش هم موافقان و موالیان و طرفداران شما را خواهد شوراند و هم منتقدان و مخالفان و معترضان شما را بر خواهد آشفت ! این یعنی از هر دو سوی سنگ خوردن و زخم خوردن و رکب خوردن و از هیچ سوی حمایت نشدن ! ملالی نیست ! خدا بزرگ است و و ننوشتن برای نویسنده ای که حرف هایش مثل سیر و سرکه در سینه اش می جوشند بسیار سخت تر از آنست که بنویسد وسنگ بخورد و زخم و غربت و هرچه که در این راه پیش آمدنی ست ...
آقای خامنه ای !
این یک نامه نیست ! یک پیغام نیست ! یک پیام نیست ! نامه ها وقتی نامه می شوند که به دست مخاطبانشان برسند و پیام ها اینگونه پیام و پیغام ها اینگونه پیغام ! اما وقتی نویسنده از آغاز بداند که نامه اش به دست مخاطبش نمی رسد و هیچ گاه در هیاهوی زمانه خوانده نمی شود یعنی دارد برای دل خودش می نویسد ! یعنی دارد با خودش حرف می زند ! یعنی دارد خودش را سبک می کند ! درست مثل وقت هایی که های های گریه می کند ... آقای خامنه ای ! من برای شما نمی نویسم ! من دارم با شما گریه می کنم و این هق هق های منند که پاراگراف پاراگراف می شوند و سیاه سیاه بر صفحه می ریزند ! من با شما گریه می کنم . همین .
آقای خامنه ای !
بی مقدمه بگویم ! این روزها بازار انتقاد و اعتراض و مخالفت با شما نسبت به گذشته های نزدیک نزدیک در میان گروهی از دوستان من گرم است ! آنها انگار که تازه از خوابی عظیم برخواسته باشند بر همه ی حمایت ها که نه ! حتی عاشقانه های خود خط بطلان کشیده اند و ابراز دوری و بیگانگی و برائت می کنند ! آن ها بی محابا بر شما می تازند و شما را آماج نقد ها ، اعتراض ها و تخریب های خود قرار می دهند ، دیوار شما را کوتاه تر از همه ی دیوار ها یافته اند و همه ی تقصیر ها و کاستی ها را در آستین شما می کاوند ! آن ها بی محابا بر کسی می تازند که من در این همه سال به او ارادت داشته ام ، " آقا " صدایش می کرده ام ، بسیار اوقات تصویرش را به بهانه ای با خود همراه می داشته ام و گاه و بیگاه به حرف ها و نظراتش استناد می کرده ام ، در لحظه های بحران منتظر دست آرام بخش و مشکل گشای او بوده ام که آبی باشد بر آتش های خانمان سوز و پایانی بر همه ی ماجراها ..... و امروز دوستان من بر این ارادت علامت سوال گذاشته اند ! نه بر ارادت من که بر ارادت خودشان هم ! انگار که تمام این سال ها رکب خورده باشند یا اشتباه کرده باشند و راه را به خطا رفته باشند ارادتمندی همه ی این سال های من و خودشان را زیر سوال برده اند ....
اقای خامنه ای !
وقتی می گویم " ارادت " داشته ام و دارم همین آغاز مشخص می کنم که این ارادت از سنخ ارادت موالی به ولی نیست ! من یک طلبه ی سال دهم حوزه هستم و تازه در آغاز تحصیل و تحقیق علوم دینی و علوم انسانی و برای خود فرصت بررسی ، بحث ، تحقیق و پذیرفتن یا نپذیرفتن نظریه ی ولایت فقیه را محفوظ می دانم کما اینکه این حق را برای هر پژوهشگر و عالم و اندیشمندی محفوظ می دانم که از پس سال ها مطالعه و تحقیق و تامل آزادانه نظریه ای را بپذیرد یا نپذیرد ، این لازمه ی آزاد اندیشی است و می دانم که شما منادی و مدافع آزاد اندیشی هستید و به این حق احترام می گذارید ، از سوی دیگر گمان نمی کنم سر سختانه ترین و متعصبانه ترین تقریر ها از ولایت مطلقه ی فقیه چیزی فراتر از التزام عملی طلب کنند ! بگذریم ! ارادت داشته ایم و داریم نه به جایگاه شما و قدرت شما و مقام شما آنچنانکه بعضی ها .... ! علاقه ی ما ، ارادت ما ، احترام ما ، دوشت داشتنمان و میل شدیدمان به شخص شما و شخصیت شما بوده و هست ! آنانکه صاحب این قلم را می شناسند می دانند که نقد ارباب قدرت جهیزیه ی این قلم است و این بیان هزار باره ی این نکته است که قدرتمندی شما ما را به نوشتن این نامه نکشانده است ....
آقای خامنه ای !
نگاه ما به شما در تمامی این سال ها به عنوان منادی و محافظ عقلانیت و اعتدال در جامعه بوده است و این عقلانیت و اعتدال در کنار فقاهت و مرجعیت و رگه هایی از روشنفکری از شما نزد ما شخصیتی قابل تحسین و قابل احترام ساخته است ! اگرچه موج رسانه ای و تبلیغات و اطرافیان و مریدان و حتی دشمنان و منتقدان ، شما را به طیف سنتی و بنیادگرای حوزه منتسب می کنند اما با کمال شرمندگی از همه ی آقایان ، من شما را بالاصاله از روشنفکران حوزوی می دانم و این آن نکته ی ظریفی ست که فقهای بزرگ حوزه و استخوان خرد کرده های سنت هم به خوبی می دانند و از همین روست که در محافل خصوصی شان هم به این نکته اذعان دارند و شما را از خود نمی دانند که هیچ ! بلکه به حق ! نقش شما را در تحولات مثبت اجتماعی که باب میل حضرات نیست می بینند و می دانند که این همه آوازه ها از شه بود ... گرچه از حلقوم عبدالله بود .... به نظر من هم آن ها دقیق فهمیده اند ! شما اگرچه در تمام این سال ها به روشنفکران بهایی نداده اید بلکه حتی دربسیاری اوقات به آنان تاخته اید اما خود پایه گذار و تقویت کننده ی جریان سومی هستید که من آن را روشنفکری حوزوی می نامم ! این جریان هنوز آن چنانکه باید و شاید به بار ننشسته ! اما دیر یا زود ثمر می دهد و آغاز گر ماجراهایی در حوزه و دانشگاه و جامعه خواهد شد که باید نشست و دید ! و من هم عقیده با مخالفان سنتی حوزوی شما مسئولیت مستقیم آنرا بر عهده ی شما می دانم اما مخالف با آنان شما را به خاطر این مهم می ستایم و تحسین می کنم ! من شما را یک روشنفکر برجسته ی حوزوی می دانم و چه بسا اگر همای ولایت در 14 خرداد 68 شانه های شما را منزل خود نساخته بود ، ماهیت این جمله آشکارتر بود و حتی این روزها شما هم به جرم روشنفکر بودن و دگراندیش بودن و با حضرات نبودن توسط همین جماعت دست باز این روزها زخم می خوردید و محاکمه می شدید و برچسب می خوردید و نیمه ی پنهان برایتان می نوشتند و شعار علیهتان می ساختند ! ما که یادمان نرفته سال ها پیش بعضی از آقایان امروز مرید تا دیروز به خاطر حمایت های شما در دوران ریاست جمهوری تان از دکتر شریعتی شما را به فسق متهم می کردند و حاضر نبودند پشت سر شما حتی نماز اقامه کنند !
آقای خامنه ای !
شما مبدع نظریه ی ولایت فقیه نیستید ! از تئوریزه کنندگان و بسط دهندگان و مدافعان کلامی و فقهی آن هم نبوده و نیستید ! که با نیم نگاهی به تاریخ حتی می شود گفت در روزی که ولایت فقیه با فردی همچون امام در اوج قدرت و مقبولیت و محبوبیت بود شما به قرائت مطلقه از آن منتقد بودید و اگر نبود تشر و توبیخ تاریخی امام به " آقای آقا سید علی آقا ! " این انتقادها در مرور زمان رنگ بیشتری می گرفت و همه ی این ها البته رشحات همان روح روشنفکرانه ی شماست ! اما با همه ی این اوصاف هیچ کس به اندازه ی شما به این نظریه خدمت نکرده است و بر سر آن منت ندارد و این خدمت و منت اگر بیشتر از خدمت و منت امام نباشد کمتر نیست و بهتر و دقیق تر بگویم از دو سنخ متفاوت و البته مکمل است ....
آقای خامنه ای !
این شما بودید که با جامعیت شخصیتی تان ، اعتدال ، عقلانیت ، فقاهت ، روشنفکری ، تدبیر و مدیریت ، سعه ی صدر ، سیاستمداری و تدبیر و زیرکی و کیاست ، تاکید بر علم و دانش و هنر ، به روز بودن و در متن زمان بودن ، عقیده ی راسختان به علم روز و توسعه و پیشرفت و تجربه ی اجرایی و مقبولیت گسترده و محبوبیت کم نظیرتان ، شدنی بودن ولایت فقیه را اثبات کردید و کارآمدی رهبری دینی را به نمایش گذاشتید و دل طرفداران این اندیشه را گرم و پشتشان را قوی ساختید ! غافل از اینکه این همه خوبی و حسن نه از نظریه ی ولایت فقیه که از شخصیت کم نظیر شما بر آمده است و نباید حساب ها را با هم قاطی کرد و سهم یکی را به نام دیگری مصادره کرد ...
آقای خامنه ای !
از نگاه نویسنده ، در صحنه ی نظریه پردازی و تئوری سازی همه ی نظریه های حکومتی می توانند ضامن پیشرفت و عدالت ( به معنای عرفی کلمه ) و امنیت و رفاه و سعادت جامعه باشند ! حتی نظریه ی سلطنت ! یا دموکراسی و یا ولایت فقیه و به تعبیر شما مردم سالاری دینی ! وقتی همه چیز در ذهن می گذرد و بر روی کاغذ نوشته می شود می توان به گونه ای طراحی کرد که هر حکومتی همه ی فضایل و خواست های بشری را محقق سازد ، بر روی کاغذ و ذهن همه ی محاسبات درست از آب در می آیند اما متاسفانه حکومت از آن مقوله هایی ست که در آن به عمل کار برآید ! به سخندانی و سخنرانی نیست ! نحوه ی تحقق و متحقق مهم است و جغرافیای زمان و مکان و هزار و یک چیز و ناچیز دیگر ! و این حلقه ی مفقوده ی همه ی نظریات سیاسی و حکومتی ذهنی از این دست است و از آن جمله ولایت مطلقه ی فقیه ! بین فقیه متصور و تعریف شده و منظور شده ای که متصف به فقاهت و عدالت و تدبیر و دیانت و شجاعت و مدیریت و بصیرت و حکمت و هرچه صفت و فضیلت حسنه ، می شود بی آنکه نام و نشانی داشته باشد با فقیهی که در زمانه ای خاص و از دل همین حوزه های علمیه با همه نقاط قوت و ضعفشان بیرون می آید و مردم و طلبه ها و همشهری ها می شناسندش از زمین تا آسمان فاصله است و اثبات حق ولایت و حکومت برای فقیه متصور و هدیه ی آن به فقیه مذکور کمی گران به نظر می آید ! اما با همه ی این صغری کبری چینی ها شما فاصله ی مذکور را کم کردید و چهره ای شدید که ذهینیت را تبدیل به عینیت می کرد ! تبدیلی که شاید دیگر به این آسانی ها در افراد دیگر اتفاق نیفتد و این یعنی هم سخنی با عاشقان شما در بی نظیری و تکرار ناشدنی بودن فردی همچون شما ....
آقای خامنه ای !
شما نه تنها بر ولایت مطلقه ی فقیه منت و خدمت دارید که جامعه نیز منت دار شماست و مدیون خدمات وسیع و گسترده ای که شما در سال های زعامت و رهبری تان به آن ارزانی داشته اید ، خدماتی که انکار و فراموشی و یا حتی دست کم گرفتن آن ها از سوی دوستان من که داعیه روشنفکری دارند هم نوعی بی انصافی و ظلم است و هم مانع نزدیکی دل های ما به همدیگر می شود
آقای خامنه ای !
در تمامی این سال ها شما نماد عقلانیت حاکم و مقتدر در جامعه بوده اید ! آنهم در میان جریانات دینی ، سیاسی و انقلابی چپ و راست که هر یک در کمینگاهی به مرصاد نشسته اند تا این عقلانیت را با توجیهات گوناگون از پای در آورند و پای امور احساسی و بی ارزشی که خود مقدسش می پندارند به مذبح برند ، در این میان شما با داشتن دو عنصر عقلانیت و اقتدار و همچنین مقبولیت وسیع ، جامعه را از این شر بزرگ مصون داشته اید و بی جا نبوده و نیست که جامعه در کشاکش هایی که گاه و بی گاه در طول این سال ها با آن روبرو بوده و او را به ورطه ی بحران می کشانده اند همیشه منتظر تدبیر و سخنان حکیمانه و رهنمود های شما می نشسته تا دعواها را حل کنید و اختلاف ها را بنشانید و کشتی جامعه را از توفان حوادث به ساحل آرامش و ثبات برسانید .
آقای خامنه ای !
در تمامی این سال ها شما یگانه علمدار توانمند مبارزه با تحجر بودید ، تحجر را خطری مهلک و سمی کاری می دانستید و به مبارزه با آن اصرار می ورزیدید ، تحجری که نه مانند جریان اصلاحات و روشنفکران بی ریشه باشد و به راحتی از پای در بیاید ! نه ! تحجری که ریشه های هزار تو و هزار رنگ تنیده در بطن جامعه و سنت دارد و با کسی همچون امام آن کرد که غرب وشرق نتوانستند ! مبارزه ی با تحجر برای شما بازی در زمین خود بود و مبارزه با آن بسیار پر خطر و پر هزینه ! شما خطر ها و هزینه ها را به جان خریدید و خود را با فقها و علمای اسم و رسم دار در انداختید و اگرچه نتوانستید تحجر را ریشه کن کنید اما اجازه ی سر بر آوردن و جولان دادن هم به آن ندادید ! ما افتخار می کنیم که در تمامی این سال ها با استناد به سخنان و نظرات و مرام شما در حوزه و اجتماع به نبرد متحجرین رفته ایم و با آن ها محاجه کرده ایم و به مردم سره از ناسره نمایانده ایم تا حرف هر عمامه به سری وحی منزل نباشد و هر مقدس مآبی نتواند به فریب و تزویر از گرده ی مردم سواری بگیرد و زندگیشان را مختل کند .
آقای خامنه ای !
اگر نبود عقلانیت مقتدر و تحجر ستیزی شما چه کسی را یارای آن بود که با جریالنات انحرافی دینی و نحله ها و فرقه های مختلف مذهبی و خرافات و بدعت های خانمان براندازشان به مبارزه برخیزد !؟ کدام مرد را توان و جسارت و شجاعت آن بود که از خویش برون آید و یک تنه کاری بکند کارستان که تا سال ها همه ی مصلحان و دغدغه مندان اجتماعی را به تحسین وادارد ! چه کسی جسارت و جرأت آن را در خود می دید که با مقوله ای نظیر قمه زنی به مبارزه برخیزد و در این راه همه ی تهدیدات و تکفیرها و اعتراضات و آشوب ها و نزاع ها را به جان بخرد !؟ کدام عالم دینی یا روشنفکر اجتماعی می توانست بر مقدسات آقایان که در حد وجوب بر آن اصرار می ورزیدند مهر حرمت بزند !؟ و از حیثیت ساقط نشود !؟ و تکفیر نشود !؟ و نجس نشود !؟ و مرتد نشود !؟ و ترور نشود !؟ فحش نخورد !؟ ناموسش در امان بماند و با همه ی این اوصاف این مبارزه را به انجام برساند !؟
آقای خامنه ای !
ما اگرچه به اقتدار و قاطعیت تند شما در برابر مردم در حوادث اخیر چنانکه خواهد آمد اعتراض داریم اما اولین بارمان نبود که این اقتدار و قاطعیت را می چشیدیم ! ما اقتدار و قاطعیت شما را در مبارزه با قمه زنی دیدیم و لمس کردیم ! آن روزها هم آشوب ها به پا شد ! آن روزها هم نیروهای نظامی به شدت با جریانات انحرافی که حکم شما را نادیده گرفته بودند و اصرار بر این بلوای سیاه و سرخ داشتند برخورد کردند ! آن روزها ها هم از دهانه ی تفنگ ها آتش بیرون جست و قمه های مقدسین در بدن جوانان مردم فرو رفت ! ما آن روزها شما را تحسین کردیم و از عزم جدی شما بر مبارزه با خرافات و بدعت ها و افراط های دینی به خود بالیدیم ، و البته آن روزها هم توهین و جسارت به شما با گوش های ما آشنا شد و پر بیراه نیست که بگویم آنقدر که ما توهین و ناسزا به شما از سوی مقدسین شنیده ایم از روشنفکران ندیده ایم !
آقای خامنه ای !
شما سال ها پیش علم مبارزه با این جریان انحرافی را برداشتید و در آن سال ها نه مرجعیت تان پر رنگ بود که بخواهید به آن تکیه بکنید و نه از نظر قدرت رهبری و سیاسی در وضعیت فعلی بودید که بخواهیم با دوره ی کنونی مقایسه اش کنیم ! شما به بر روی نقطه ای دست گذاشتید که هر عالمی غیر از شما بر روی آن دست می گذاشت دست از پا دراز تر بر می گشت و چه بسا هم از مرجعیت ساقط می شد و هم از رهبری ! شجاعت می خواست و شما این شجاعت را داشتید و ما این شجاعت را ستودیم و سپر بلای خود ساختیم !
آقای خامنه ای !
اگر نبود عقلانیت و روحیه ی روشنفکری شما چه کسی را یارای آن بود که شیعه و سنی را برادر بخواند و دینداران و انقلابیون را از ورود به نزاع های فرقه ای و مذهبی باز دارد و دست حرمت بر سینه ی آنان بزند و در این راه از تمام قوای نظام و حاکمیت استفاده کند اگرچه بر بسیاری از دینداران و به اصطلاح ولایت مداران خوش نیاید این سیره ی شما ! به برکت رهبری شما بوده و هست که کشوری با وجود این همه تعصبات شدید ، از جنگ های خانمان سوز فرقه ای در امان مانده و به یمن نگاه و فرمان شماست که مهار تندروان و افراطیون مذهبی دو طرف کشیده شده و دستشان را بسته و پایشان را زنجیر زده است ! این شما بودید که در تمامی این سال ها شعله ور ساختن آتش تفرقه را حرام دانستید ، ما را با هم برادر خواندید و این برادری را در صحنه ی عمل هم به ما آموختید ! چشم های نظام را باز نگاه داشتید تا با کوچکترین فعالیت تفرقه افکنانه به شدت برخورد کند تا مبادا حماقت ها و جهالت ها و تعصب هایی که از طرف جریان متحجر تند رو تحت نام دفاع و عشق به ولایت تولید می شود رنگ عمل به خود بگیرند و کشور را تکه تکه کنند و لبخند بر لبان کافران نه شیعه و نه سنی بنشانند و بعد در مجالس عید الزهرای خودشان به هرزگی و لهو و لعب و پورنوگرافی رقص و هزار گند دیگر مشغول شوند قربة الی الله !
آقای خامنه ای !
این شما بودید که با دو بال فقاهت و عقلانیت توی دهن این جماعت زدید و هربار این غول هزار سر را به زمین کوبیده اید و در این راه ناکامش گذاشته اید و البته کم هم زخم نخورده اید در این راه ! دیده ایم که فقاهتتان را زیر سوال برده اند ! وهابی تان خوانده اند ! سیادتتان را نشانه رفته اند و هزار نامردی و نافهمی دیگر ! در حوزه ای که بزرگش اهل سنت را نجس می خواند و عالمش آن ها را بدتر از یهودیان خطاب می کرد و خطیبش شایسته ی هر چه ظلم و بدبختی ، ما با نگاه شما و بیان شما و تکیه بر عقلانیت شما تاب آوردیم و این جماعت را به مؤاخذه گرفتیم و سیلی زدیم .
آقای خامنه ای !
به برکت رهبری شما کشور ما بارها و بارها از افتادن در دام جنگ های پوچ و احساسی و بی ثمر در امان مانده ! آنهم در کشوری که کم کله شق و احمق در هردو جناحش نداشته و ندارد که سرشان برای جنگ درد بکند و ناگهان اسلام و انقلابشان درد بگیرد و بخواهند با کوچکترین ترقه ای بمب در کنند ! در حمله ی نخست آمریکا به عراق که اسلام جماعت چپ درد گرفت این تدبیر حکیمانه ی شما بود که کشور را از حمله ی بیگانگان در امان نگاه داشت و دردهای جماعت راست هم که برای خود حکایتی دیگر دارند ! در تمامی این سال ها شما در عین حفظ و افزایش لحظه به لحظه ی اقتدار ملی ما و با وجود جنگ های گسترده ای که بیخ گوشمان اتفاق افتاد کشتی مملکت را به گونه ای هدایت کردید که آب در دل ما تکان نخورد و ما را از این باب مدیون و ممنون خود ساختید .
آقای خامنه ای !
به برکت رهبری شماست که دست تروریست های سیاسی و مذهبی در کشور تا حد بسیار زیادی بسته شده است ، آن هم در کشوری که ما کم نداریم احساسات تحریک شده و ذهن های تحمیق شده و دینداری های به بازی گرفته شده و سیاسیونی که نام و نانشان در آشوب و خشونت و ترور تعریف می شود ! در وضعیتی که ما کم نداریم مجتهدان حوزه نرفته و درس نخوانده ای همچون سعید عسگر که هم تفنگ دارند و هم موتور هزار و هم ریش بلند و هم احساس وظیفه و هم عنوان ولایتی بودن و مهم تر از همه ی این ها تضمین بر آزادی ! و یا عاقلان و زیرکانی چون سعید امامی و در مقابل همه ی این ها چقدر برای من شیرین و گواراست وقتی از زبان این جماعت زبان نفهم می شنوم که " حیف که آقا دست ما را بسته ! حیف که آقا .... " و این خود حقیقتی ست که شما دست این جماعت را تا حدود بسیار زیادی بسته اید و ناکامشان گذاشته اید
آقای خامنه ای !
چقدر دلم می خواهد به دوستان روشنفکرم که برای رسیدن به جامعه ی آرمانی شان و مدینه فاضله شان به راحتی حکم به حذف ولایت فقیه می دهند حالی کنم که اگر روزی خدای ناکرده بدون طی مسیر های لازم و فراهم شدن زیرساخت های اجتماعی و بستر های دینی و سیاسی ، تمرکز رهبری دینی و قدرت نظامی سیاسی بر این کشور از بین برود شهر پر می شود از بمب های متحرکی که سر خود تصمیم می گیرند کی و کجا و برای چه هدفی منفجر شوند و گلوله هایی که خود مختارند به قلب چه کسی شلیک شوند بی آنکه کسی را یارای منع و مقابله ی با آنان باشد
آقای خامنه ای !
در جامعه ای که به شدت دینی ست ، دغدغه ی روشنفکران نمی تواند و نباید تنها در مقوله هایی نظیر آزادی ، توسعه ی سیاسی ، دموکراسی ، حقوق بشر و جامعه ی مدنی ، زنان و .... خلاصه شود ! در جامعه ی به شدت دینی مبارزه با تحجر و تصلب مذهبی ، خرافات زدگی و بدعت گزاری ! بنیاد گرایی و سلفی گری ، اختلافات مذهبی و فرقه ای ، عرفان ها و دینداری های تخدیری و اموری از این دست هم جزء رسالت های روشنفکران به حساب می آید و شما اگرچه نسبت به بخش اول این دغدغه ها حساسیت چندانی نداشته اید اما انصافا در بخش دوم آن کم نگذاشته اید و رسالت خود را به انجام رسانده اید چنانکه نتایجش آشکارا قابل ارزیابی ست
آقای خامنه ای !
جز شما چه کسی می توانست پتک تحول بر فرق حوزه های علمیه بکوبد و سرشان بشکند و نهیبشان بزند که ادمه ی وضعیت فعلی شان جز سقوط و انحطاط و انزوا پایان دیگری ندارد ! آن هم در حوزه هایی که عقب افتادگی ها و در جا زدن هایش تبدیل شده بودند به مقدسات و ذاتیاتش ، تو گویی رد و انکار آنان در افتادن با همه ی اصول و مقدسات است ! و این شما بودید که از آغاز رهبری بانگ سنگین تحولات در حوزه را به صدا در آوردید و شوک عظیمی را به پیکرش وارد ساختید ! آن سال ها نه نهال مرجعیت شما مثل امروز ریشه دوانده بود و نه قدرت سیاسی و مذهبی تان ! شما رنجیده شدن مراجع و فضلا را به جان خریدید اما پای تحول در حوزه ایستادید ، در تمام این سال ها ما با کتاب حوزه و روحانیت شما در این شلوغ بازار پر هیاهو برای خود معبر زده ایم و راه باز کرده ایم و در برابر حرف واعظ و مفتی و محتسب برای خود حصار ساخته ایم ! در حوزه ها از ضرورت آشنایی و مطالعه دی دقیق علوم روز سخن گفتیم ، از ضرورت تسلط بر منابع حرف زدیم ، از ضرورت تقویت تومهارت های هنری و رسانه ای سخن به میان آوردیم ، اهمیت آشنایی و تسلط بر زبان های خارجی را گوشزد کردیم ، از خطر اکتفای صرف به چند کتاب سنتی دم زدیم ، از ضرورت کار تخصصی گفتیم و ضرورت اعتنا به امری مانند مدرک در نظام آموزشی حوزه ! ایزوله کردن محیط حوزه ها را خطر اعلام کردیم و خواستار حضور پر رنگ خودمان در متن وقایع علمی فرهنگی اجتماعی سیاسی بودیم .
آقای خامنه ای !
ما به مدد شما از پرت شدن به دره کهنه ی قرون و اعصار گذشته در امان ماندیم ! به مدد شما وضعیت معیشتی حوزه های علمیه که در نظر بعضی بزرگان می بایست تنگ و فقر آلود و سخت می بود کمی – و فقط و فقط کمی ! – بهبود پیدا کرد ! شما طلبه ها را آدم حساب کردید و در برابر بعضی آقایان که می خواستند همه چیز را با توسل و توکل حل کنند ، مسئله ی بسیار مهم و اساسی بیمه ی طلاب را جدی گرفتید و با انتصاب یکی از نزدیکان کارآمد و قوی خود بر این جایگاه ، بسیاری از مشکلات طلاب را به خوبی حل کردید ، در لحظه های سخت و هزینه بر زندگی با ساده ترین مراحل ادرای طلاب را از وام های مختلف بهره مند ساختید ، در صدد سامان دادن به امر شهریه و بر هم زدن وضعیت غم انگیز شهریه دادن و گرفتن رایج بودید به گونه ای که کرامت و وقت طلاب زیر پا پایمال نشود . خب ! این یکی به فرجام نرسید ! اما تلاشتان ماجور است و برای ما ستودنی ست .
آقای خامنه ای !
به مدد شما و با بودجه ی شما حوزویان دارای پژوهشگاه ها و مؤسسات و دانشگاه های مختلف شدند ، پایشان به دانشگاه ها در قالب های مختلف باز شد ، به محیط های رسانه ای و هنری پا گذاشتند و در عرصه ی علم و فرهنگ و هنر خودی نشان دادند و کمی گرد و غبار تلخ غربت و مهجوریت و مظلومیت این سال ها را از تن تکاندند . ما در این زمینه ها مدیون و ممنون شماییم و شرمنده تان که شاید آنچه می خواستید به تمام و کمال نشدیم ! آزاده ماندن را بر سر سپردگی و شیفتگی محض در برابر حاکمیت ترجیح دادیم و به جای مدافع چشم و گوش بسته ی حاکمیت و مبانی و اندیشه ها و عملکردش ، ترجیح دادیم منتقدی منصف بمانیم و طلبه ای غیر وایسته .
آقای خامنه ای !
شما نه تنها حافظ وحدت در سطح کشوری و بین مذاهب مختلف هستید ، که حافظ وحدت میان خود ما شیعیان هم هستید ! مرجعیت شیعه اگرچه سرمایه ای عظیم و گرانسنگ است که در مقاطع گوناگون قدرت و ارزش و اهمیت خود را به تاریخ اثبات کرده است اما به لحاظ تعدد افراد و تفاوت مبانی و اختلاف های فقهی و غیر فقهی گوناگون در میان خود نمی تواند حقیقتا وحدت آفرین باشد مخصوصا آن هنگام که اختلاف توسط همین بزرگواران ایجاد شود و جامعه ای را که همانطور که قبلا عرض شد به شدت دینی ست را در گیر تنش و تفرقه کند .
اقای خامنه ای !
شما که واقعا و در ته دل خودتان به سخنانتان در مجلس خبرگان مبنی بر توجیه مسئله ی اختلاف رؤیت هلال و اعلام عید ایمان ندارید !؟ دارید !؟ واقعا مسئله را اینقدر ساده می پندارید و فکر می کنید جامعه با این حرف ها به آرامش می رسد و همه ی مردم با آشنایی به مبانی و شیوه ی اجتهاد ، این اختلاف ساده !! را می پذیرند و هضم می کنند !؟ آقای خامنه ای این سال ها عید مردم به عزا تبدیل شده است ، عیدی که قرار بود و هست وحدت آفرین باشد مایه ی تفرقه و اختلاف شده است ! آقای خامنه ای روز های عید ، به جای اینکه گوشی های تلفن ما آخوند ها پر از باشد تبریک و شادباش ، پر شده است از سوال و گلایه و تردید و ابراز ناراحتی ! آقای خامنه ای اختلاف ساده ی حضرات عیدی را که قرار بود سر مایه و ذخر و شرف باشد به مایه ی تهدید و مصیبت تبدیل کرده است ، مبارکی عید ، خانواده های ما را مقابل هم قرار دادو ما و دوستانمان را از هم رنجاند و دهان ها را در روز عید به توهین و افترا به بزرگان کشاند ، عیدی که قرار بود مایه ی ابتهاج و سرور رسول الله باشد مایه ی دشمن به شادی و عروسی کفار شد ! این حرف ها و توجیهات پذیرفتنی و حلال مشکلات نیست و بالا برویم و پایین بیاییم چاره ای جز قول به وحدت در رؤیت هلال و تفویض و سپردن آن به حاکم شرع نیست ، مراجع هم اگر خود بدانند این مایه ی تقویت جایگاه آنان است ، مهمی که ما حتما به آن ایمان داریم و تقویت این جایگاه را در زمینه های گوناگون با اهمیت می پنداریم که یکی از آن ها نظارت کلان بر عملکرد ولی فقیه است ، در وضعیتی که اهالی مجلس خبرگان در حد و قواره و اندازه ی این حرف ها نیستند و البته نمی خواهند هم که باشند ! بی شک تقویت جایگاه مرجعیت ضامن نظارت کلان بر عملکرد حاکمیت است و این در صحنه های حساس به کمک نظام ودین و مردم خواهد آمد .
آقای خامنه ای !
در تمامی این سال ها کدام فقیه مشهور و بزرگ و یا کدام عضور پیکره ی حاکمیت به اندازه ی شما بر طبل توسعه ی علمی و نهضت نرم افزاری کوبیده است و حوزه ها و دانشگاه ها را به جهاد خستگی ناپذیر علمی فراخوانده است ! بی آنکه به فلسفه بافی های چرندی مثل بعضی آقاین بیفتد که رشد علمی کشور را مغایر با مبانی اسلامی می دانند و یا حرف های دهان پر کن دیگری از این قیبل ! شما با اذعان و اعتراف به قوت اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی کشورهای غربی و با مثبت دانستن آنها ، ریشه و عامل اصلی همه ی این قوت ها را در توان علمی و دانش آن ها دیدید و راز عقب ماندگی ما را هم در همین مهم جستجو کردید ، خو شخصا بسیاری از برنامه های مهم علمی کشور نظیر پروسه ی سلول ها بنیادین و فناوری هسته ای را نظارت و راهبری کردید و طعم شیرین دستاوردهای آن ها را به ما چشاندید ، البته توسعه ی علمی کشور صدها حلقه ی مفقوده دارد که چندتایی از آن ها هنوز هم در دستان شماست .
آقای خامنه ای !
گاهی اوقات نقاط قوت و حسن آدم ها نقاط ضعف آن ها شمرده می شود و افراد به خاطر نقاط قوتشان مؤاخذه می شوند و مورد حمله قرار می گیرند ! من فکر می کنم در مورد شما هم این روزها این اتفاق رخ داده است ! دوستان من این روزها شما را به خاطر قدرتتان نقد می کنند و من شما را به خاطر قدرتتان تحسین می کنم ! شما انصافا اگرچه از همه ی انواع قدرت نظامی و مذهبی و سیاسی و اجتماعی در بالاترین سطوح برخوردارید اما این جای گله و گله گذاری و ترس نیست ! اتفاقا نه از حاکم و ولی فقیه مقتدر و قدرتمند باید ترسید که به نظر من از ولی فقیه ضعیف و حاکم غیر مقتدر باید ترسید ! به نظر من از ولی فقیهی باید ترسید که به جای آنکه سپاه را فرمان دهد ، سپاه به او فرمان دهد ! از ولی فقیهی باید ترسید که به جای آنکه مهار گروه های فشار در دست او باشد ، مهار او در دست گروه های فشار باشد ! از رهبری باید ترسید که به جای آنکه حوزه ها را رهبری کند ، اقایان هرشب برایش سر مشق بنویسند و دفتر مشقش را خط بزنند ، از حاکمی باید ترسید که مواضعش را جناح های سیاسی تعیین کنند و قطب نمایش گروه های پیدا و پنهان قدرت باشند ! از ولی فقیهی باید ترسید که تازه محتاج به دوره های آموزشی و کلاس های مختلف برای اداره ی امور کشور باشد ، شما مقتدرید و باتجربه و از همین رو از این عیوب منزهید و ما به شدت دغدغه ی رهبری آینده ی این مرز و بوم را داریم که آیا واقعا همانند شما تاب ایستادگی در برابر فشارها ی جریاناتی از آن نوع که نامشان رفت را دارد یا نه !؟
آقای خامنه ای !
دوستان من از این روزها با نام " ایام کودتا " یاد می کنند و برای اثبات حقانیت خود در این نامگذاری به بازداشت های وسیع بعد از انتخابات ، محدودیت های گسترده ی رسانه ای، سیاسی و اجتماعی و سرکوب های شدید معترضین در روزهای بعد از انتخابات استناد می کنند ، آن ها نمی دانند که خطر کودتا نه امروز که فردا روزی سیلی در گوش جریانی مانند اصلاحات خواهد زد که خدای ناکرده نعمت وجود شما از رهبری این مملکت رخت بربسته باشد و رهبری مقتدر ، متمرکز و عاقل و فهیمی چون شما بر سر نیروهای نظامی و امنیتی و گروه های فشار و خودسر نباشد ! خدا نیاورد آن روز را ! کودتای اصلی آن روز اتفاق خواهد افتاد و آن روز به کجا باید پناه برد و از چه کسی باید مدد خواست و به کی باید شکایت برد که کاری از دستش ساخته باشد به شرط آنکه خود عامل نباشد !؟ من نمی دانم .... خدا می داند ! آقای شاهرودی !؟ آقای هاشمی !؟ آقای لاریجانی !؟ آقای خاتمی !؟ آقای ناطق !؟ آقایان مراجع !؟ در برابر آنچه که می تواند اتفاق بیفتد از دست این حضرات کاری بر می آید !؟ مگر نه اینکه اگر شما نبودید و منع شما نبود و نظر شما نبود تا کنون صدباره سفره ی اصلاحات و اصلاح طلب ها جمع شده بود و تکانده شده بود و فراموش شده بود و مگر جماعت اطراف شما از قبل از سال 76 تا به حال بارها طرح ها و برنامه های مختلفی برای حذف و قلع و قمع و سرکوب یکباره ی این جریان آماده نکرده اند و هربار دست رد شما را براین زیاده خواهی ها ندیده اند !؟
آقای خامنه ای !
مگر نه اینکه اگر نبود عقلانیت و بصیرت شما امروز جنازه ی هاشم آغاجری به فتوای آقای مصباح یزدی و با حکم قاضی متعهد به این فتوا صدباره کرم خورده و پوسیده شده بود و به فتوای بعضی آقایان مراجع و غیر مراجع آقای سروش سال ها پیش طعم وصله ی ارتداد و تکفیر و قتل را چشیده بود به گونه ای که امروز نعش خونی اش نتواند برای شما نامه بنویسد و با شما بی ادبانه محاجه کند !؟
آقای خامنه ای !
سخن در مدح و تحسین و بیان خوبی های شما به درازا کشیده شد و نویسنده معترف است که اگر بخواهد باز هم می تواند این شیوه را ادامه دهد و به خوبی ها ی شما موارد زیادی اضافه کند ، مانند ذوق لطیف و طبع شاعرانه و هنرمندانه ی شما و ارتباط گسترده با نخبگان و فرهیختگان و هنرمندان و بسیار موارد دیگر ....
ادامه دارد - ان شاء الله -
| لینک | ۱۳۸۸/٧/٩ - عین القضات |
