آقای خامنه ای ! سلام !   

بخش دوم

بعون الله تعالی ادامه دارد ....

 

ادامه ی مطلب


آقای خامنه ای !

با همه ی آنچه که گفته شد ، سکه ی این قلم یک رو نیست و فقط در بیان مدح و خوبی ها و حسنات خلاصه نمی شود ! آنچنانکه سکه ی قلم و زبان بسیار کسان امروز یک رویه است ! یا روی مدح و تعریف و تملق صرف و یا روی نقد و تخریب و اعتراض فقط ! نه ! سکه ی این قلم روی انتقاد و حتی گاه اعتراض هم دارد و یک رویه بودن را به هیچ عنوان نمی پذیرد ! ما به شما انتقاد هم داریم و آن ها را جدی می پنداریم 

آقای خامنه ای !

بزرگترین و اساسی ترین انتقاد ما به شما این است که اصلا نمی شود از شما انتقاد کرد ! در حال و هوای این سال های کشور ما هیچ جرمی به اندازه ی انتقاد و اعتراض به شما تاوان ندارد و هیچ خربزه ای به اندازه ی نقد شما تن آدمی را نمی لرزاند ! منتقد و معترض به شما یا باید تضمینی بر خویشتن از فرسنگ ها آنسوتر از این مرز و بوم داشته باشد  و با چشم آبی های اروپایی حتما سر و سرّی تا حضرات ملاحظه ی نه او که ملاحظه ی فشارها ی غربیان را بکنند و یا با کمال شرمندگی در اوج دیوانگی وتهوّر و جنون که به چنین عملی دست بزند ! و اینگونه جرات و جسارت از آنانی که با غربیان سر و سرّی ندارند و غرض هایشان مرض هایی نیست که از آن طرف آب ها به خوردشان داده باشند و ریشه در همین آب و خاک دارند گرفته می شود تا نتوانند منصفانه نقد کنند و اگر انتقاد و اعتراض و سوالی دارند بی هیچ ترسی به حاکمیت عرضه کنند و پاسخی مشفقانه دریافت کنند .

آقای خامنه ای !

سر سختانه ترین تقریر ها و تفسیرها از ولایت مطلقه ی فقیه با پیش فرض عدم عصمت ولی فقیه است و غیر معصوم قابل نقد و انتقاد ! که حتی اگر معصوم هم بود سیره ی معصومین ما نشان می دهد که راه برای انتقاد و اعتراض به آنان نه  در میان مردم و نه برای خواص و اطرافیان و اصحاب بسته نبوده است ! ابن ابی الحدید موارد متعددی را از انتقادها و اعتراض های تند اصحاب خاص و خوشنام امیرالمؤمنین – علیه السلام - به آن بزرگوار در کشاکش فتنه های نبرد صفین ذکر می کند و این یعنی وجود یک فضای آزادانه برای نقد به حاکم و ولی و داشتن ضمانت امنیت بعد از آن .

آقای خامنه ای !

سال ها پیش در میان خطبه های نماز جمعه ی شما نیازمندی ادب راعایت نکرد و برای رساندن عریضه ی حاجات خود به شما درمیان سخنانتان پابرهنه دوید و رشته ی سخن شما را پاره کرد ، شما کمی عصبانی شدید و آن فرد را به شدت در جلوی جمعیت توبیخ کردید و همه ی ما حق را به شما دادیم و از جاهلیت و وقت ناشناسی آن فرد برآشفتیم ! اما این ماجرا از نگاه دخترکی دانش آموز پنهان نماند ! او اشتباه بزرگی چون شما را بسیار بزرگتر از آن جاهل نیازمند دانست و آن را در نامه ای صمیمانه به شما گوشزد کرد . شما با خود و خدا خلوت کردید و انتقاد را وارد دانستید و در پاسخ به نامه ی دخترک دانش آموز تقصیر پذیرفتید و از خدا طلب مغفرت کردید .

آقای خامنه ای !

با آن انتقاد چه اتفاقی افتاد !؟ با پذیرش و وارد دانستن آن توسط شما چه اتفاقی افتاد !؟ قدرت شما کم شد !؟ والله نه ! محبوبیت و مقبولیت شما کم شد !؟ بالله نه ! سوژه دست مخالفان و دشمنان شما افتاد !؟ تالله نه ! شان رهبری ، حرمت رهبری ، ابهت رهبری شکسته شد !؟ به حرمت قسم های جلاله ، نه ! آقای خامنه ای ! ما آن روز به خود بالیدیم که در جامعه ای زندگی می کنیم که باب نصیحت به حاکم باز است آنقدر که حتی یک دختر دانش آموز می تواند عیبی را در بالاترین و قدرتمنند ترین فرد کشور سراغ بگیرد و به خود جرات بدهد برای او نامه بنویسد و به او انتقاد کند و عیب و خبطش را گوشزد کند و او هم مخلصانه و متواضعانه خطای خود بپذیرد و عذر بخواهد . آن روز  با این حرکت شما به خود بالیدیم و به شما افتخار کردیم ، شعله ی محبت به شما در وجود ما زبانه کشید و رشته ی علقه ی میان ما را مستحکم ساخت !

 

آقای خامنه ای !

چه ایرادی دارد !؟ بنای مستحکم اقتدار شما با زیور آزادی مردم و نخبگان در نقد شما زیباتر شود ، کسی را بیم و هراس از انتقاد و اعتراض به شما نباشد جز آنکه حقیقتا ریگی در کفش داشته باشد و غرض و مرضی در دل و نیت سوء و وابستگی به دشمنان و حضور در زمره ی منافقان ! و البته همه ی این ها شرط بها ندادن به حرف منتقدین شما باشد نه نتیجه و سرنوشت اعتراض و انتقاد به شما ! که این روزها هر کس به خود چنین جراتی بدهد با چنین وصله ها و برچسب ها و تهمت هایی استقبال می شود و بدرقه می گردد .

آقای خامنه ای !

ما نقد به شما را مقابله ی بانظام ، یا توهین به مقدسات و یا تضعیف حاکمیت نمی دانیم و بازگذشتن راه نقد و نصیحت از سوی مردم با حاکمان را رویه ای انسانی و دینی می دانیم . فکر می کنیم باید بین نقدهای منصفانه و دشمنی های مغرضانه تمیز قائل بود و اولی را نه تنها بی ضرر که باید آن را برای سلامت حاکمیت و جامعه ضروری دانست ، از همین رو نکاتی را در قالب نقد ، پیشنهاد ، گلایه و شکوا و در کمال صراحت محضرتان عرضه می دارم .

آقای خامنه ای !

یکی از نقدهای ما به شما این است که شما پاسخگوی عملکرد زیرمجموعه های خود نیستید ! در حالی که علی القاعده مسئولیت هر مجموعه ای با سکاندار آن مجموعه و مسئولان آن مجموعه است ! این در حالی ست که جامعه در بسیاری از موارد عملکرد ضعیف و دور از انتظار نمایندگان و منصوبان شما را می بیند و سالها تحمل می کند اما واکنشی از سوی شما نمی بیند و این خود باعث ادامه ی رویه ی ضعیف منصوبان شما در آن عرصه ها می شود ! اینان که با دریافت حکم مسئولیت های گوناگون از سوی شما به خود غره اند و در خود فضیلتی جستجو می کنند که آنها را لایق مسئولیت از طرف شما کرده است ، هیچ انتقاد و اعتراضی به خود را بر نمی تابند و خود را ملزم به پاسخگویی در برابر هیچ کس نمی دانند ، برگ امانی دارند و پشت گرمی به شما و متاسفانه از قاطعیت و حساسیت ویژه ی شما در امور در این رابطه خبر چندانی نیست .

آقای خامنه ای !

منصوبان توسط حضرتعالی را تنها دو چیز از مسئولیت کنار می گذارد : 1- پایان دوره ی مسئولیت!  2- مرگ ! و البته می شود فرض سومی هم برای آن قائل شد و آن استعفاست !

آقای خامنه ای !

نمایندگان هر فردی علی القاعده باید نمایانندگان آن فرد باشند اما متاسفانه نمایندگان شما نمایانندگان شما نیستند ! آن ها دارای ضعف های بسیار و نقص های فراوانی هستند و شما بدون در نظر گرفتن این نقص ها و ضعف ها و کم و کاستی های فراوان نمایندگی خود را به آنان  تفویض می کنید و تابلوی خود را به آنان عطا می کنید و اعتبار خود را در اختیار آنان قرار می دهید و از قدرت و اختیار فراوان خود به آنان ارزانی می دارید و این نمایندگی و تابلو و اعتبار و قدرت و اختیار تحت عنوان نمایندگی های ولی فقیه در کنار عملکرد ضعیف و غیر قابل توجیهشان به شانیت رهبری ضربه می زند و حیثیت آن را خدشه دار می کند .

آقای خامنه ای !

متاسفانه نمایندگی شما را نه ضابطه که رابطه مشخص می کند ! و اینگونه گاه نمایندگان و مسئولانی از طرف مجموعه ی شما به مردم معرفی می گردند و بر مسند امور قرار می گیرند که گاه از کوچکترین تخصص ها و دانش ها و مهارت ها بی بهره و محرومند ، این جماعت خیانت دیگری که گاه در حق شما و ما روا می دارند این است که کوچکترین انتقادی به خود را مخالفت با شما و اعتراض به خود را دشمنی با شما بیان می کنند و اینگونه مسئولیت همه ی کمی ها و کاستی های انکار ناپذیر را بر عهده ی شما می گذارند .

آقای خامنه ای !

یکی از مصائب اصلی این است که مقلدین شما فقط در زمینه ی سیاسی مقلد شما هستند و در حیطه ی اخلاق و دانش و فرهنگ و هنر بی اعتنا به شما می باشند و نمایندگان و منصوبان شما فقط میراث داران و میراث خواران قدرت شما

آقای خامنه ای !

در تمامی این سال ها دوستداران شما متوجه این ایراد اساسی بوده اند اما همواره در توجیه این مسئله از "رهبری مظلوم و تنها " سخن گفته اند ! رهبری که در این انتصاب ها چاره ای نداشته و دستش بسته است و کیسه اش خالی ست و بضاعتش همین است ، شاید سال های پیش می شد با این توجیه کمی انتقادها و اعتراض ها را مسکوت گذاشت و همگان را به صبر و تحمل دعوت نمود اما حالا دیگر نمی شود ! این توجیه که شما را مجبور و ناچار در این انتصاب ها و بعد صبر در برابر ضعف عملکردها بداند دیگر قدرت اقناع ندارد و عقلا و منطقا هم پذیرفتنی نیست !

آقای خامنه ای !

شما به عنوان رهبر نظام جمهوری اسلامی ، رهبر همه ی ایرانیان با هر رنگ و زبان و گویش و لهجه و دین و آیین هستید ! رهبر اقلیت های مذهبی ! رهبر اقوام مختلف ! رهبر گرایش ها و سلایق گوناگون ! رهبر سنتی ها ! رهبر روشنفکرها ! رهبر راست ها ! رهبر چپ ها ! حتی رهبر معترضان و منتقدان ! این جایگاه والا و بالا اگر همینگونه محفوظ بماند و سرمایه ی بازی قدرت احزاب و جریانات سیاسی نشود و یک سر و گردن بالاتر از سلایق سیاسی و جناحی و فرقه ای بایستد و دامان خود را از بازی های معمول احزاب محفوظ بدارد  بی شک از ارزشمند ترین سرمایه های کشور محسوب خواهد شد ، متاسفانه در سال های اخیر این احساس بی طرفی کمی رنگ باخته است و شما بیش از اندازه به یک جناح خاص نزدیک شده اید و اینگونه یکی از اساسی ترین و کارآمد ترین محورهای وحدت و انسجام ملی را از آن نقطه ی آرمانی که می تواند باشد دور نگاه داشته اید ! بالاترین سرمایه ی این نظام اعتماد همگانی به رهبری و ایمان به فراجناحی و بی طرف عملکردن آن است و این سرمایه نه توسط شما و نه توسط نزدیکان و اطرافیان شما نباید به راحتی به حراج گذاشته شود و از دست برود ! اگرچه در مقابل آن شاید حتی منفعت دیگری بدست آید و یا ارزش دیگری محفوظ بماند ! این به معنای دعوت رهبری به بی تفاوتی و انفعال و بازی نقش خنثی نیست ! شما در سال های گذشته و درمقاطع گوناگون  نمونه های عینی و موفقی را از نشان دادن جایگاه والا و فراجناحی رهبری در عین حفظ اصول نشان داده اید اما متاسفانه در این سال ها علامت سوال های زیادی در این زمینه وجود دارد !

آقای خامنه ای !

نمونه ی بارز برهم خوردن این تعادل و نزول شما از جایگاه فراجناحی فارغ از بیانات و نقطه نظرات شخصی خودتان عملکرد دستگاه های زیر مجموعه ی شماست ! این دستگاه ها عملا به پایگاه های یک جریان سیاسی خاص و تغذیه کننده ای اصلی و پرچم دار آن جناح تبدیل شده اند ، دایره ی انتصاب ها و انتخاب های شما فقط و فقط  میان اعضای جناح مذکور چرخ می زند ، نزدیکان شما ارتباطات صمیمانه و بیش از حد معقول نزدیکی را با جناح مذکور برقرار کرده اند و بین خود یگانگی غیر قابل تفکیکی به وجود آورده اند و در این میان جناح مذکور هم با منتسب کردن تام و تمام خود به شما و شما به خود این فرایند را تکمیل کرده و نهایت بهره را از آن برده است ! جناح مذکور که این سال ها سایه ی سنگینی بر همه ی شئون کشور دارد به گونه ای  داعیه دار است که گویی زیر و بم همه ی عملکرد هایش را با شما تنظیم می کند و مو به مو بانظرات شما پیش می برد و سرباز مخلص و بی ادعا ی شماست ! جناح مذکور همکاری با رهبری را در همکاری با خود بیان می کند و مخالفت با خود را مخالفت با رهبری اعلام می کند .

آقای خامنه ای !

اگرچه نویسنده معتقد است جریانات سیاسی موجود در فضای سیاسی کشور نمایندگان حقیقی متن مردم نیستند اما به هر حال شکل گیری این جریانات در کشور بیانگر تعدد سلایق و نگرش ها در متن جامعه است و این می طلبد که رهبری این کشور پهناور به این تعدد ها و تفاوت ها احترام بگذارد و در پی ایجاد تعادل و توازن در فضای سیاسی فرهنگی کشور باشد ، ما دلمان برای مواضع بی طرفانه و مردمی شما تنگ شده است مواضعی نظیر آنچه که سال ها ی نه چندان دور این گونه بیان می شد که ( هر دو جناح با تضعیف مدیریت به کشور خیانت می کنند ) و .... نگذارید محور وحدت و تعادل و توازن حقیقی در جامعه به یک سرمایه ی حزبی و اهرم فشار جناحی تبدیل شود ، رهبری متعلق به همه ی مردم ایران با هر نوع نگرش و گرایش است و نقطه ی امید و پشتیبان همه ی این ها ! شما رهبر ایران هستید نه رهبر جناح راست فقط !

ادامه دارد ....

 

 

 

لینک
۱۳۸۸/٧/۱٠ - عین القضات